http://www.facebook.com/note.php?note_id=87196572285&ref=mf#/note.php?note_id=87196572285
Join the facebook page:
http://www.facebook.com/pa
___________________________
حقيقتا چه ميخواهيم؟
اعتقاد دارم اصلاحات در این زمان به تنهايی به عنوان بهبود اوضای وخيم کشور و پاک کردن گندهای احمدی نژاد کافی نيست. ما ایرانی هستيم و بيش از این را سزاواريم. ما مسير واضحی ميخواهيم برای يک آيندی خوب که این در قالب سازماندهي نظام کنونی ممکن نيست.
با این مقدمه نقات اصلی ضعف کشور که بهبود در آنها ضروريست را ذکر ميکنم:
1- اقتصادی بهتر
2- قوانين ساده ی حقوق بشر
3- مديريت قوي
4- قدرت مردم در اثر گزاری در نظام و قدرت واقعي راي دموکراتیک
5- حق انتقاد در جهت پيشرفت
بعید میدانم کسی با آن ها مخالفت اساسی داشته باشد. با این فرض ها معتقدم اگر در پی آيندی روشن هستيم بايستی به دنبال اصلاح شالوده های جامعه باشيم. بديهی به نظر ميرسد که در قالب ساختمان قديمی حرکت به جلو با بن بست های زيادی مواجه ميشود.
__________________________
چرا به موسوی نه ميگويم؟
حال به این مي پردازم که چرا متقدم موسوی انتخاب برتر برای جوابگويی به خواسته های اساسی مذکور نيست.
وعده بهتر شدن اقتصاد و جمع شدن گشت های ارشاد کافی نيست. این را حتی محسن رضايی هم وعده داده.بله همان محسن رضايی که کسی حتی از او حرف هم نميزنند.
موسوی برنامه ی خویی برای مبارزه با فساد اقتصادی در درون نظام ندارد.
- موسوی نخواهد توانست به خواسته های حقوق بشری جواب کافی دهد
- موسوی برنامه خاصی برای بهتر کردن مديرت کشور ارائه نکرده است.
- با انتخاب موسوی قدرت دموکراتیک مردم افزايش قابل قبولی نخواهد داشت.
- موسوی بهترين گزينه برای ترويج انتقاد نيست.
چيزی که ما از رييس جمهور ميخواهيم بيش از این است. پاک کردن گند های احمدي نژاد کمترين چيزيست که ميخواهيم در حالی که موسوی بیشتر به این موضوع پرداخته. این موسوی نيست که سطح مطالبات مردم را در این انتخابات بالا برده. این موسوی نيست که باعث شده بتوان از اصلاح قانون اساسی صحبت کرد.
برای پرداختن به این موضوع بايد دليل فساد اقتصادی را در ایران به دو چيز نسبت داد.
> گروه های در قدرت که سبب فساد اداری مي شوند(از جمله بسیج و سپاه)
> درامد عظيم نفت که سبب بی انظباتی در دولت و سازمان های حکومتی شده
موسوی خود را اصلاح طلب اصولگرا مينامد. چيزی که واضح است او ميخواهد با احزاب و گروه های ديگر حکومتی سازش کند و از تنش دوری کند. همان گروه هايی که فساد را نهادينه کردند و استبداد اقتصادی را در بنياد اقتصاد ملی ما قرار دادند. آيا سازش با عاملان فساد در این کشور این مشکل را حل خواهد نمود؟ شايد کمرنگ شدن آن ها را به دنبال داشته باشد. اما سازش سبب ميشود تا اشکال های بنيادی بدون تغیير باقی بماند. مقابله تنها راه هدف قرار دادن مشکلات بنیادیست.
از طرف ديگر کروبی حزب راه اندخته. همواره از احزاب دیگر انتقاد کرده. این انتقاد ها (مخصوصا از سپاه و بسيج) باعث ميشود کم کم به سوي اصلاح پيشبردی صورت گیرد.
برای نفت هم که موسوی فکری نکرده. اگر نفت بدون شرط دست دولت باشد همينطور که هميشه ديديم اقدامات بدون کارشناسي پولی را به همره دارد. کسب درامد دولت از طريق ماليات همچن کشور های پيشرفته باعث نظم دادن به این بخش ميشود.
هر چه نباشد، این بديهيست که تنها راه حليست که در میان برنامه های کاندیدا ها مشکل های بنيادين اقتصاد ایران را مورد هدف قرار داده.
توجه کنيد که من در این انتقاد به موسوی اشاره به هدف قرار نددن مشکلات اساسي اقتصاد دارم. کاملا متوجه هستم که عملکرد او احتمالا صد ها برابر بهتر از احمدی نژاد خواهد بود.
اما این کافی نیست
شايد با آمدن موسوی سختگيری برای حجاب کمتر شود و گشت ارشد مزاحمت کمتری ايجاد کند. اما مشکلات حقوق بشر در ایران به این ها ختم نمی شوند.
عوامل اصلي نقض حقوق بشر:
> قوانين تحجری
> سرکوب فعالین حقوق بشر
اگر موسوی رييس جمهور شود شاید سرکوب این گروه ها کمتر شود. اما مسله این است که این فعاليت ها از حدی نميتواند نتيجه بيشتری داشته باشد. موسوی خواستار سازش با گروه های ديگر است(حتی گروه های تحجری). این يعنی ایدولوژی آن ها را پذيرفته است حتا اگر بر ضد خواست مردم باشد. این سياست سازش در زمان خاتمی جواب نداد. مشکل تحجّر مشکلی اساسيست و بايستی با پشتوانه ی مردمی در مقابل آن ايستاد. موسوی به وضوح این کار را نخواهد کرد.
تجربه قديم هم حاکی از آن است که موسوی حتی با وجود سرکوب سکوت خواهد کرد. در مقابل اعدام های 67 او چه کری کرده؟ مشخص نيست که او در این جنايات نقشی داشته يا نه اما لااقل واضح است که او سکوت کرده. این کافيست برای اینکه فکر کنيم اگر سرکوب ها تکرار شود او مقاومت جدی و موثری نخواهد کرد.
بعضی ميگويند اصلاحات بايد آرام آرام صورت گيرد. اما 8 سال ديگر دير است. 8 سال خاتمی کافی بود.
ما به یک "تدارکاتچی" دیگر احتیاج نداریم.
من نميخواهم ما به دوران خاتمی برگرديم. نمي خواهم تاريخ را تکرار کنيم.
موسوی قطعا راهی به سوی آزادی مطلوب پیش پای ما نگذاشته
کدام مدير توانا در کنار موسويست و چقدر بر این موضوع تاکيد ميشود؟
لااقل ميدانم که کروبی مديران مقتدری همچون کرباسچی که احتمالاً بيشتر کار های مملکتی را انجام خواهند داد و مديريت اصلی کشور دست او خواهد بود را پشت سر خود دارد.
با چشمان خود ديده ام که چگونه کرباسچی اصفهان و تهران را اباد کرد. و ديده ام چگونه بد از او همه چيز بدتر شد.
دليلی نميبينم برای اینکه فکر کنم موسوی مديريت بهتری برای این کشور مي اورد.
مشکل ضعف رای دموکراتیک مردم در کجاست؟
> قانون اساسی که قدرت را به دست نهاد هايی چون شورای نگهبان و رهبری مي دهد
> عملکرد نهاد هاي قدرتمند همچون شورای نگهبان که ميتوانند بر ضد رای مردم عمل کند
موسوی قانون اساسی را قبول دارد (به گفته ی خودش). از طرف ديگر او کسی نبوده که از شورای نگهبان انتقادی کرده باشد.
اما کروبی هم فرهنگ انتقاد از قانون اساسی (که پيش تر جرم محسوب ميشد) را باب کرده¡ هم به وضوح از شورای نگهبان انتقاد مي کند. نمونه اش 4 سال پيش اعتراض بي سابقه به تقلّب در انتخابات.
انتقادات موسوی تنها به سوی دلّت نهم بوده.در حالی که کروبی حتی از سيستم های بنيادين نطام انتقاد کرده. حتی بعد از دخالت رهبری از پست هاي دولتی انصراف داده. حتا کرباسچی وجود استبداد در نظام را مشکل اصلی دانسته.
فعاليت حزبی چيزيست که جمهوری اسلامی همواره سرکوب کرده برای جلگيری از انتقاد. به هر حال کروبی حزب درست کرده است و ترويج همچین شوراهایی که لازمه ی حکومت دموکراتیک هست فرهنگ انتقاد را نهادينه خواهد کرد.
__________________________
شايد کروبی يک نامزد عالی نباشد (احتمالاً هم نيست). اما ميدانم در ميان این گزينه ها او بهترين است.
چون ما
تغیير
ميخواهيم. بازگشت به گذشته و تکرار تاریخ کافی نيست.نمي خواهيم 8 سال ديگر را برای تغيیرات اساسی لازم از دست دهيم.
__________________________
انتقادات بی پايه به کروبی:
1- حظور کروبی باعث شکسته شدن رای ميشه که به نفع احمدی نژاده:
این فرضيه کاملا غلط است. بر اساس قانون اساسی رای برنده بايد بالاي 50% باشد در غیر این صورت انتخابات به مرحله دوم خواهد کشيد. حظور کروبی نه تنها این درصد را برای احمدی نژاد کاهش ميدهد بلکه سطح انتقادات و مطالبات مردم را از نامزد ها بالا میدهیم..
هر راي به هر یک از دو اصلاح طلب به یک اندازه به ضرر احمدی نژاد است.
2- کروبی پير است:
فکر ميکنم سن فاکتور خوبی نباشد. شايد سن ايده ها فاکتور جایگزین بهتری باشد. در این مورد از نظر من موسوی خيلی پير تر به نظر ميرسد از آنجا که چکه ی عقاید سکولاری که در کروبی به چشم میخورد را ندارد.
3- 70 000 تومان مسخرست:
این طرح سهامی نفت توسط اقتصاد دانان طراحی شده. جوانب بسياری دارد که باعث ميشود که این در نقدينگی و در نتيجه تورم نقش نداشته باشد. با استناد به 4 سال پيش نميتوان طرح کنونی را مسخره تصور کرد. رد کردن این طرح تنها با نظر کارشناسانه ممکن است.
اما واضح است که اجازه دادن به حیف و میل این سرمایه توسط دولت گزینه ی بدتریست.
____________________
این نوشته را پخش کن به عنوان قدمی برای ارتقای اگاهی رای دهندگان.
by:
anonymous